شمارهٔ ۹۳۷
ساقی بجان جم میم اندر پیاله کن
بادام و قندم از لب و چشمت حواله کن
در آب بسته آتش سیاله کن روان
مرغولهای عنبر بر برگ گل کلاله کن
ای ماه چهارده زدوساله شراب ناب
تدبیر کار مرده هفتاد ساله کن
صوفی صفت برقص درآی و بچم چو سرو
از صوت زیر و بم بنواگاه ناله کن
آشفته نوعروس مدیح علی تو راست
باغ بهشت را بدو بیتی قباله کن
گلنار می بکش که گلت بشکفد زگل
محفل زرنگ و بو چمنی پرزلاله کن
یک نکته بیش نیست حکیما حدیث عشق
تفسیر خواهیش تو به چندین رساله کن
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ساقی بجان جم میم اندر پیاله کن
بادام و قندم از لب و چشمت حواله کن
هوش مصنوعی: ای ساقی، جانم را فدای می کن، این می را در پیاله بریز و بادام و قند را از لب و چشمانت به من هدیه کن.
در آب بسته آتش سیاله کن روان
مرغولهای عنبر بر برگ گل کلاله کن
هوش مصنوعی: آتش را در آب به تلاطم درآور و شکوفههای خوشبوی عنبر را بر روی گلهای لطیف بچین.
ای ماه چهارده زدوساله شراب ناب
تدبیر کار مرده هفتاد ساله کن
هوش مصنوعی: ای ماه چهارده، دوران دو ساله، شراب خالصی بیاور که بتواند زندگی مردی که هفتاد سال از عمرش گذشته را به سامان آورد.
صوفی صفت برقص درآی و بچم چو سرو
از صوت زیر و بم بنواگاه ناله کن
هوش مصنوعی: ای صوفی، به حالت رقص درآی و مانند سرو با نغمههای مختلف، صدای خود را به گوش دیگران برسان و نالههات را در مقام بنوا، منتشر کن.
آشفته نوعروس مدیح علی تو راست
باغ بهشت را بدو بیتی قباله کن
هوش مصنوعی: نوعروس در هم ریخته، تو را میستاید؛ باغ بهشت را به خاطر او به یک بیت تبدیل کن.
گلنار می بکش که گلت بشکفد زگل
محفل زرنگ و بو چمنی پرزلاله کن
هوش مصنوعی: بیا گل نرگس را بچین تا گل جدیدی بیدار شود. محفل را با زیبایی و عطرش پر کن و فضایی پر از لالههای شاداب بساز.
یک نکته بیش نیست حکیما حدیث عشق
تفسیر خواهیش تو به چندین رساله کن
هوش مصنوعی: یک نکته بیشتر وجود ندارد، ای حکیم! درباره عشق صحبت کن و آن را به تفصیل بیان کن، اما نیازی نیست که بخواهی آن را در کتابهای متعدد توضیح دهی.