شمارهٔ ۱۵۵
خداوندا توئی امروز در ملک
چراغ مملکت شمع قبیله
بتانت بحر دانش را سفینه
کلامت بیت حکمت را عقیله
جمال دانش از رویت هویدا
چو ناز و ثروت از عام الجمیله
نه فرسائی تو از جذب دل و جان
نه شمس از جذب اجسام ثقیله
مرا ای میر دانا دست گردون
به گردن بسته اینک دست حیله
تنم چو شتر به در دام مرگ است
ز کید دمنه و مکر کلیله
به دیوانخانه عدلیه دیوی است
چو آن دیوی که شد نامش عدیله
تهی شد بنده را کاشانه ز آن دیو
چو امعا از پس شرب هلیله
بدم از فربهی چون شوشه سیم
شدم از لاغری زرین ملیله
مرا جوع البقر افکنده از پای
خران گرم نشاط اندر طویله
پی یکحبه با سگ در جوالم
که دنیا جیفه ای شد مستحیله
تنم تار از لعاب خامه خویش
بگرد خویشتن چون کرم پیله
زیم خوار و خورم خار و کشم خار
بسان اشتر نر در مسیله
ندارم از برای راحت خویش
به جز الطاف آن حضرت وسیله
ازیرا سوی درگاهت به امید
همی کردم وسیلت زین رسیله
وجود من به عدلیه ضرور است
چو اندر قرمه سبزی شنبلیله
الا تا در جهان ممتاز باشد
نبات از جنس و حیوان از فصیله
زند بر گرگ شاخ و کله با شیر
بزت در گله اسبت در خسیله
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خداوندا توئی امروز در ملک
چراغ مملکت شمع قبیله
هوش مصنوعی: ای خدا، امروز تو نور روشنیبخش این سرزمین هستی و همچون شمعی در دل قبیله میدرخشی.
بتانت بحر دانش را سفینه
کلامت بیت حکمت را عقیله
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت سخن تو مانند کشتیای است که در دریاهای دانش شناور است و حکمت در کلام تو به شکلی عمیق و ارزشمند نهفته است.
جمال دانش از رویت هویدا
چو ناز و ثروت از عام الجمیله
هوش مصنوعی: زیبایی علم مانند زیبایی چهرهات نمایان است و مانند آنکه ناز و ثروت را از زیباییهایت میتوان فهمید.
نه فرسائی تو از جذب دل و جان
نه شمس از جذب اجسام ثقیله
هوش مصنوعی: تو نه به خاطر زیبایی و جذبهات دل و جان مرا تسخیر میکنی و نه مانند شمس، قدرت جاذبه بر اجسام سنگین را داری.
مرا ای میر دانا دست گردون
به گردن بسته اینک دست حیله
هوش مصنوعی: من، ای سرور دانا، در چنگال سرنوشت گرفتار شدهام و اکنون در دستان فریب و نیرنگ قرار دارم.
تنم چو شتر به در دام مرگ است
ز کید دمنه و مکر کلیله
هوش مصنوعی: بدن من مانند شتری است که در دام مرگ گرفتار شده و این وضعیت به خاطر فریب و نیرنگ دمنه و مکر قصه کلیله است.
به دیوانخانه عدلیه دیوی است
چو آن دیوی که شد نامش عدیله
هوش مصنوعی: در دیوان عدالت، موجودی وجود دارد که شبیه دیو است و نامش به عدیله معروف شده است.
تهی شد بنده را کاشانه ز آن دیو
چو امعا از پس شرب هلیله
هوش مصنوعی: بنده به خاطر آن دیو، مانند معدهای که بعد از خوردن هلیله تهی میشود، خالی و بیسرپناه شده است.
بدم از فربهی چون شوشه سیم
شدم از لاغری زرین ملیله
هوش مصنوعی: از چاقی چیزی خوشم نمیآید، اما از لاغری به حالتی باارزش و زیبا درمیآیم.
مرا جوع البقر افکنده از پای
خران گرم نشاط اندر طویله
هوش مصنوعی: من از گرسنگی ماندهام، در حالی که خرها از نشاط و شادی در کنار هم به سر میبرند.
پی یکحبه با سگ در جوالم
که دنیا جیفه ای شد مستحیله
هوش مصنوعی: به دنبال یک تکه نان کوچک از گذشتهام، با سگی در گوشه دنیا که به نظر میرسد زندگی چیزی جز زشتی و بیارزشی نیست، گردش میکنم.
تنم تار از لعاب خامه خویش
بگرد خویشتن چون کرم پیله
هوش مصنوعی: بدن من مانند پیلهای است که به دور خود از مایع و لطافت خاص خود تار میسازد، همانند کرمی که در درون پیله خود زندگی میکند.
زیم خوار و خورم خار و کشم خار
بسان اشتر نر در مسیله
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به بیان حالتی از زندگی میپردازد که در آن، سختیها و دردها (خارها) را تحمل میکند، اما همچنان با روحیهای سرزنده و قوی، مانند الاغ نر (اشتر نر) در مقابل مشکلات استقامت نشان میدهد. این تصویر نشاندهنده تلاشی برای مقاومت و عدم تسلیم در برابر چالشهای زندگی است.
ندارم از برای راحت خویش
به جز الطاف آن حضرت وسیله
هوش مصنوعی: برای راحتی خود، هیچ وسیلهای جز لطف آن بزرگوار ندارم.
ازیرا سوی درگاهت به امید
همی کردم وسیلت زین رسیله
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه به درگاهت آمدم و امیدوارم به واسطه این ارتباط به هدفم برسم.
وجود من به عدلیه ضرور است
چو اندر قرمه سبزی شنبلیله
هوش مصنوعی: وجود من برای عدالت ضروری است مانند اینکه شنبلیله برای قرمه سبزی لازم است.
الا تا در جهان ممتاز باشد
نبات از جنس و حیوان از فصیله
هوش مصنوعی: باید بدانیم که در این دنیا، موجودات گیاهی باید از جانوری و آن دو از همدیگر متفاوت باشند.
زند بر گرگ شاخ و کله با شیر
بزت در گله اسبت در خسیله
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی به تساوی قدرت و قابلیتها در میان موجودات مختلف اشاره دارد. در اینجا به شخصی اشاره میشود که اگرچه ممکن است در میان دشمنان و چالشها قرار بگیرد، اما با ویژگیهایی مانند شجاعت و قدرت خود، قادر است بر آنها غلبه کند. به بیان دیگر، این شخص در میان موانع و خطرات، میتواند از نقاط قوت خود بهرهبرداری کند و بر دشواریها فائق آید.